خرید بک لینک
ثواب و کباب۱_من زمسکینی نیاز برداشتمپولی اندر جیب او بگذاشتم۲_پس از آن هر روز مسکین آمدهکآی سخا پیشه مرا پولی بده۳_من که خالی هست کیفم از دلارمانده ام با او چطور آیم کنار۴_گویدم که وضع مسکینان بسنجفکر کرده دارم اندر خانه گنج۵_مبتلا گردیده ام با این فقیرگشته ام عمق نیازهایش اسیر۶_دیروز قصد کردم کنم کار ثوابغافل از اینکه شوم امروز کباب۷_خواهد از من این فقیر لاکتابپولهای بی زبان بی حساب*** + نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳ساعت 18:37&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 19:50

بشنو ندا

۱_مُرده را گفتم چرائی بی صدا

گفت بشنو از سکوت ما ندا

۲_آنچنان مسئول شدیم نزد خدا

که نمانده حال گفتن بهر ما

***

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳ساعت 18:42&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 19:50

مخمس یک بیت از حافظ


۱_بباغ باد صبا مستانه جا کرد

شبانگاهان نماز خواند و دعا کرد

۲_برخصت بلبل بر او اقتدا کرد

(سحر بلبل حکایت با صبا کرد)

(که عشق روی گل با ما چها کرد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر ۱۴۰۳ساعت 18:51&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 19:50

خواسته کودکان۱_گر نبود کودک درین دنیای ماشاید بود جنگ و جدل گاهی روا۲_اما چون کودک گل نورسته ایستاز گلستان جهان یک دسته ای است۳_نیست شایسته کنیم جنگ و جدلیا محبت را به خونریزی بدل۴_در حضور رب معصوم کودکانجنگ باشد کار زشت کافران۵_رسم کودک خنده هست و شادی استرسم دیو خشم بد و بیدادی است۶_حیف نیست که کودک ناز لطیفگردداز برنامه شیطان خفیف۷_چهره کودک بما گوید شماوارد آیید در طریق رسم ما۸_مهربان باشید آری مهربانکه بُوَد این خواسته ما کودکان + نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 12:53&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 6:58

رتبه مطرب۱_در معاد هر صنف پُر دارد گناههرکدامش نامه ها دارد سیاه۲_ یا ز اجعاف یا گرانی یا ز زوریا بکردار بد و زشت و تباه***۳_اما چون آید به صحنه مطربینامه اش باشد پُر از گل یا گیاه۴_مطرب با لبخند و با ساز خوششریخته از شادی به دلها صد سپاه۵_یا شعف داده به دلهای حزینیا که جانها را بآرامش پناه۶_اشک شادی کرده جاری در عیونبا صفا کرده جهان را در نگاه۷_شست و شو کردست دلهای غمینصاف کرده سینه ها از ضرب آه۸_رتبه خلقی شود کم از پشیزرتبه مطرب بُود قرب اله*** + نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 14:43&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 6:58

بخوان دیوان من۱_ سخن از یار دارد این دل منبدیوان بنگرید و حاصل من۲_شده دیوان پر از نام نگارمچرا، چون کس بغیر او ندارم۳_بخوان دیوان که تا پر گردی از یارنه اینگونه که هستی، بلکه بسیار۴_در آیدت اندرت رغبت به آن دوستبیابی که دو عالم را یکی اوست۵_ بتو تلقین شود مهر کثیرششود تزریق بتو عشق منیرش۶_بخوان دیوان که یابی مهربانیبقعر خواری و دهشت و نمانی۷_بدنیا آمدی با رحمت اومهل دیوت برد در جهل و جادو۸_ دهد هدیه بتو دیوان من، شوربخوان تا زآن شوی پر رافت و نور۹_ من و تو بی کسیم کس یار ما نیستبجز یزدان کسی غمخوار ما نیست۱۰_منه دل بر کس و ناکس که اینانپریشان میکنند ما را پریشان۱۱_خدا را باش ای جان ستائیکه تا در جمع عشاقش درآیی + نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 17:44&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 6:58

ندای شعر


۱_ندای شعر فصیحم بلند خواهد

قدم به صحنه گزارد پسند خواهد

۲_بکام اهل ادب شکرین شود بسیار

گیرم عسل نشود به ز قند خواهد شد

***

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر ۱۴۰۳ساعت 14:19&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 13:31

ارث واقعیبرای دوستی گفتم ما دوازده برادریم.پدر ما تریاکی بود. ارث برای ما فقطیک وافور و یک منقل حلبی گذاشت.دوستم گفت: اشتباه نکن پدر شما برایهر کدامتان یازده مددکار و دلسوزگذاشت. ما عادت داریم تنها اموال، خانه، طلا و پول را ارث ببینیم؛مثلا اگر یک من طلا داشته باشی و به علتی نتوانی برای خود یک نانبخری، آن یمن طلا هیچ کار برای تونمی کند! اما برادر و خواهر به تو می رسد. پس برادر و خواهر ارثواقعی ،فعال و زنده اند. قدر آنان رابدان که موهبت خداداد و موثر آنانهستند. + نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر ۱۴۰۳ساعت 14:29&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 13:31

درس گیر۱_سخن بشنو ز گُل گاه بهارانسخن بشنو زچشمان نگاران۲_سخن بشنو ز باد و سوز سرماسخن بشنو ز رعد و برف و باران۳_سخن بشنو ز باغ و راغ آرامسخن بشنو ز دشت و سبزه زاران۴_سخن بشنو ز مرغ ساکن دشتسخن بشنو ز آب جویباران۵_سخن بشنو ز غمز و ناز کودکسخن بشنو ز صوت کلعذاران۶_سخن بشنو ز دریا و ز موجشسخن بشنو ز اسبان سواران۷_سخن بشنو ز تپه های هامونسخن بشنو ز کهف کوهسازان۸_سخنهاشان ثنا و پاس د دلبراگر که بشنوید ای جمع یاران۹_همه دائم ثنا گوی نگارندستائی درس گیر زین سرسپاران + نوشته شده در  جمعه هشتم تیر ۱۴۰۳ساعت 15:31&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 13:31

خشت مال۱_خشت مال مالید گِلی را با دو دستگل بگفت ای کارگر یزدان پرست۲_دانی می مالی چه چیزی را چنینمی مالی رخساره ای زیبا جبین۳_آنچه که در دست تو اکنون گل استاز من این لبها و چشمهان و دل است۴_عاشقم از بهر من بی تاب بودچشم او از گریه اش پر آب بود۵_گر که باد بُرقَع زمن میزد کنارگفته میشد حق چه آورده ببار۶_این گل تیره که در دست تو هستعالمی در دیدنش گردیده مست۷_اینکه دادم من ترا از خود نداتا بدانی که چه می سازد خدا۸_آنکه لعبت سازد از این خاک پستآنکه قدرت ریزد اندر مغز و دست۹_او را باید دید و با او آرمیدچشم دل باید ز غیر او برید*** + نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۳ساعت 19:40&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 18:11

صفحه بندی